تغییر دادن دنيا ...
کشیشی هنگام مردن گفته بودوقتی بچه بودم دلم خواست دنیا رو عوض کنم.بعد فکر کردم دنیاخیلی بزرگه و باید کشورم روعوض کنم.توی نوجوانی به خودم گفتم کشورم هم زیادیبزرگه و باید کاری واسه تغییرشهرم کنم.جوان که شدم فکر کردم شهرم هم زیادی گنده است و باید محله ام رو دگرگون کنم.به میانسالی که رسیدم تصمیم گرفتم از خانواده ام شروع کنم.و حالا در واپسین لحظه های عمر می بینم که باید از همون اول از خودم شروع می کردم.
و اگه این کار رو کرده بودم تا حالا تونسته بودم به سهم خودم ؛ خانواده ام ، محله ام ، شهرم ، کشورم و جهان رو تغییر بدم. پس تا دير نشده هوشيار باشيم نکنه بخوایم بجای خودمون ، دیگران رو تغییر بدیم.نکنه بجای گرفتن آینه به سمت خودمون ، همش ذره بینی به سمت دیگران بگیریم.نکنه بخوایم همه چیز و همه کس عوض بشن و خودمون تکون کوچکی هم نخوریم. نکنه فكر کنیمتحول یعنی عوض کردن دیگران.نه، باید بدونیم قطعا با عوض کردن خودمونه که دنیای پیرامون ما هم عوض می شه.“من لم ينتفع بنفسه لم ينتفع به النّاس“هر كه نفع نيابد بنفس خود نفع نيابند به او مردم، يعنى هر كه اصلاح نفس خود نكند اصلاح ديگران نتواند كرد و نصيحت و موعظه او در ديگرى اثر نمي كند.